نمی گیرم دلم از دامت
ببندی یا که بگشائی
نپوشم دیده از حسنت
بپوشی یا که بنمائی
بمیرم از فراقت یا بمانم زنده بروصلت
برآرم ناله یا خاموش بنشینم
چه فرمائی
یابن الحسن
نکوترمی شود حالم
فزونتر می شود صبرم
که خونم بر زمین ریزی
که اشکم را بیافزائی
شوم خاک سرکویت
به کویت گرفتد راهم
کنم فرش رهت را جان
اگر در کلبه ام آئی
یابن الحسن
بوَدچشم انتظارآفتاب طلعتت عالم
که با یک جلوه حسن خودعالم را بیارائی
زهستم دل بریدم تا همه هستم غمت باشد
به اشکم دیده را شستم که پا بردیده ام سائی
یابن الحسن
بگریانی،برنجانی،بسوزانی،بمیرانی
همه سهل است اگر یکدم بسویم دیده بگشائی
فالنظر الینا نظرة رحیمه نستکمل به الکرامة عندک
گوشه چشمی به سوی گوشه نشین کن
زانکه جزاین گوشه کس پناه ندارد
گرچه سیه روی شدم، غلام تو هستم
خواجه مگر بنده سیاه ندارد
مقصود او فشاندن جان عاشقانه بود
با
دشمنان محاربه کردن بهانه بود
هل
من مغیث گفتن فرزند بوتراب
بالله
که آزمایش اهل زمانه بود
حق
خواست باب فیض گشاید به روی خلق
نای
و نوای شور حسینی بهانه بود
گردید
دشت کرب و بلا، ساحل نجات
هر
چند بحر عشق، یمی بیکرانه بود
شد
یکه تاز رزم، شهی کز علو قدر
واجب
صفت به عرصهی امکان یگانه بود
جز
نای نینوای حسینی، به روزگار
هر
نغمه ی دگر که شنیدم فسانه بود
عارف بجنوردی
از دعاهاى حضرت علی علیه السلام در استغفار و طلب آمرزش
خدایا من از تو آمرزش خواهم براى تمامى گناهانى که علم تو بدان درباره من جارى گشته تا پایان عمرم آغازش و انجامش ، آنچه بعمد باشد یا بخطا، کم باشد یا زیاد، خرد باشد یا کلان ، کهنه باشد یا تازه ، نهان باشد یا آشکار، و بطور کلى همه آن گناهانى که از من سر زند، و از آنها بدرگاهت توبه کنم .
و از تو خواهم که درود فرستى بر محمد و خاندان محمد و بیامرزى از من همه آن مظلمه هائى را که از بندگانت در گردن دارم و تو آنها را در حساب من شماره کرده اى ، زیرا که بندگان تو حقوق زیادى بگردن من دارند که من در گرو آنها هستم ، خواهم که بیامرزى برایم آنها را بهر طور که مى خواهى و در هر جا که خواهى اى مهربانترین مهربانان .
دعائى که آن حضرت علیه
السلام در سحرها پس از دو رکعت نافله فجر میخواند
خدایا اگر چه گناهانم بزرگ است ولى
من در ارتکاب آنها قصد بریدن از تو را نداشتم و نمى گویم تو از من رو گردانده و حق مواخذه مرا
دارى و من دیگر بگناه و موجبات مواخذه و عقاب تو باز نمى گردم چون آینده و یا اخلاق و سرشت خودم را بهتر مى دانم ، و توبه را بطور کامل نکنم
و بطور یقین نمى توانم بگویم
که دیگر توبه شکنى نخواهم کرد
بخاطر ناتوانى و ضعفى که در این باره
از خود سراغ دارم،
واینک بدرگاهت آمده و گذشتت را جویانم و وسیله ام بدرگاهت همان کرم و بزرگوارى تو است پس درود فرست بر محمد و
خاندان محمد و مرا بوسیله آمرزش گرامى دار اى مهربانترین مهربانان .