اگر دوستی به مهمانی دل تنهای ما آمد و پایش را در محراب خلوت دل تنهای ما گذاشت ووقتی پای شنود گلواژه های صورتی او نشستیم ، ذهن و دل ما را چون پرستویی سبکبال به دنبال شمیم ِ خویش و درنهایت به سوی حضرت عشق رهنمون ساخت، باید بدانیم که آری، خود اوست، نیمه گمشده مان!
تصویر " کاترین دیویس" ازدوستی:
" دوست آن است که توی تاب ، آدم را تاب می دهد( یعنی با واژگانش دلت را چرخ وفلکی می کند) روی نردبان تو را بالا می کشد(درک تو را افزایش می دهد) دستی به پشتت می زند، در آغوشت می گیرد " ودر محراب دل محمل می گزیند.
از کتاب لطفاْ گوسفند نباشید به اهتمام محمودنامنی
سلام
مطلب زیبا و تامل برانگیزی بود . بی نهایت از این انتخاب خوب شما سپاسگزارم . سلامت و سعادتمند باشید.
سلام...
ومن از حضور گرمتون ، مثل همیشه سپاسگذارم
کتاب بسیار جالبیه
سلام ر...مهربانم
وتو تمام این صفات را داری
دوستیت پایدار باد
به سلااام

اتفاقا این مطلبو برای شما نوشتم ،
در برابر شما و م.خ ، بقول یکی از دوستان ، من دست کمی از (سبزیجاته یا میوه ؟) ای بنام ّچغندر ّ ندارم ...
بقول ... باید روی شیشه دلمون حک کنیم، تاریخ مصرف ندارد...